برچسب:
نویسنده: آریا امینی
اختیارم دست توعه اوس کریم خوب برام بنویسی یا بد بنده و غلامتم ولی دل اونو نشکون بهش ارامش بده
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
خداوندا
دنیای آشفته درونم را که تنها از نگاه تو پیداست...
با لالایی مهربان خود آرام کن تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم....
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی

برچسب:
نویسنده: آریا امینی
روز و شب چشم انتظار لحظه های دل کندنم...
باز در آئینه تصویرم کمی ناآشناست...
از صدای خویش میپرسم که این آیا منم؟...
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
کاش زندگی از آخر به اول بود...
پیر بدنیا می آمدیم...
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم....
سپس کودکی معصوم می شدیم و در
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...
برچسب:
نویسنده: آریا امینی